This domain has recently been listed in the marketplace. Please click here to inquire.

spamcheckr.com

Die hier angezeigten Sponsored Listings werden von dritter Seite automatisch generiert und stehen weder mit dem Domaininhaber noch mit dem Dienstanbieter in irgendeiner Beziehung. Sollten markenrechtliche Probleme auftreten, wenden Sie sich bitte direkt an den Domaininhaber, welcher aus dem Whois ersichtlich wird.

آیا داعش همان سفیانی است؟!

اخیرا گروه داعش ادعا کرده است ما همان سفیانی ای هستیم که شیعیان منتظر خروجش هستند و آن را از نشانه های ظهور می دانند.در رد ادعای گروه تکفیری داعش  حجت الاسلام و المسلمین دکتر نصرت الله آیتی ،هیئت علمی موسسه آینده روشن ، به پرسش خبرنگار آینده روشن پاسخ گفتند.

به نظر شما ادعای گروه داعش مبنی بر اینکه آنان همان سپاه سفیانی هستند، چقدرمی تواند درست باشد ؟

پاسخ

درباره این ادعا و مطابقت آن با واقعیت از دو منظر می توان گفتگو کرد . در اولین بحث باید دید آیا این ادعا با آن چه در باره سفیانی از امامان معصوم وارد شده هماهنگ است یا نه ؟ آیا آن ویژگی هایی که در روایات برای سفیانی ذکر شده ، با گروه داعش قابل تطبیق است یا نه ؟


دومین بحث که کلی تر از بحث اولی می باشد اینست که با صرف نظر از ادعاهای بی اساسی که داعش کرده اساسا ما چقدر مجاز هستیم نشانه های ظهور را بر مصادیق خارجی تطبیق دهیم. ایا این کار امکان دارد یا نه؟ اگر ندارد چرا و اگر دارد ما در مقام شناسایی مصادیق نشانه های ظهور، باید چه چارچوب هایی را مراعات کنیم تا در دام مصداق تراشی ها و مدعیان دروغین گرفتار نشویم؟


بحث دوم از بحث اول خیلی مهم تر است ، زیرا جریان داعش یک مورد خاص گذرامی باشد انشا الله سفره اش به زودی جمع می شود. اهمیت بحث دوم از این نظر است ، چه ما بخواهیم یا نخواهیم همیشه با مساله تطبیق مواجه هستیم چرا تطبیق گرایی ناآگاهانه همیشه یک معضل بوده . بنابراین اگر بتوانیم با روشن گری ، معیارهای صحیح را دست مردم بدهیم ، هر کس با داشتن این معیارها خواهد توانست به راحتی ادعاهایی که در این زمینه می شود را ارزیابی کند.


در بحث اول به صورت خلاصه باید گفت : یک مشابهت میان داعش و جریان سفیانی وجود دارد و آن کینه ورزی شدید نسبت به اهل بیت و شیعیان است. اما اگر از این وجه مشترک صرف نظر کنیم، در بسیاری از موارد ویژگی های دیگر سفیانی در داعش وجود ندارد. به عنوان نمونه در روایات معتبر وارد شده که قیام سفیانی در ماه رجب و هم زمان با قیام یمانی در یمن و خراسانی است و یا در روایات معتبر وارد شده کل قیام سفیانی از ابتدا تا انتها ۱۵ ماه طول می کشد. ۶ماه آن پیش از قیام امام مهدی و دوران حکومت سفیانی است و ۹ ماه بعد از آن، دوران رو به افول رفتن قدرت سفیانی و در نهایت کشته شدن اوست .

در روایات معتبر دیگری آمده ظهور در همان سال خروج سفیانی اتفاق می افتد به عبارت دیگر در رجب همان سالی که سفیانی ظهور می کند در محرم همان سال حضرت مهدی ظهور می کند.

در روایات معتبر به دیگر حوادث مربوط به سفیانی اشاره می کند که قیام سفیانی در شام اتفاق می افتد و رقبای دیگرش به با قدرتی که دارد از میان برمی دارد و خود قدرت بلامنازع در شام می شود . این ویژگی هایی که در روایات معتبر، برای سفیانی برشمرده شده است ، هیچ کدام در داعش موجود نیست. داعش نه در رجب قیام کرده اند و نه قیامشان همزمان با قیام یمانی و خراسانی بوده است و از طرف دیگر نه مدت قیامشان و نه فاصله آن با ظهور با روایات هم خوانی دارد و نه در شام به قدرت رسیدند و…بنابر این ادعای آن ها حرف بی اساس است که به هیچ عنوان با روایات هم خوانی ندارد .

در بحث دوم که بحث تطبیق و معیارهاست، از آن جهت که هم در آن لغزش وجود دارد و هم مشکلات بزرگی دارد، از اهمیت بالایی برخوردار است.


چون وقتی شما نشانه ها را بر مصادیق خارجی تطبیق می دهی داری مژده می دهی که ظهور نزدیک است و به زودی اتفاق می افتد و حتی گاهی مواقع زمان ظهور را هم به صورت ضمنی مشخص می کنی. وقتی درباره شخصیت هایی که در ظهور نقش آفرین هستند حرف می زنی مثل سفیانی یا یمانی یا شعیب یا خراسانی یا حوادثی که فاصله اش تا ظهور بیان شده مثل سفیانی که گفته شده شش ماه قبل از ظهور قیام می کند در این صورت بیان مصداق یعنی مشخص کردن زمان ظهور و گاهی تعیین مصداق کردن ، تکلیف های خاص بر عهده مومنین می گذارد . مثلا در روایات معتبر ذکر شده وقتی سفیانی خروج کرد مومنان باید به مکه بروند.حال اگر من ادعا کردم فلان شخص همان سفیانی است معنایش اینست الان وظیفه ما حرکت به سمت مکه و پیوستن به حضرت مهدی است.

در مورد این مسائل به دلیل اهمیت بالای آن باید حساب شده حرف زد و نباید از روی حدس و گمان به تطبیق گرایی روی آورد.


و از طرف دیگر وقتی به تطبیق گرایی رو می آوریم با معضلاتی روبه رو می شویم. به عنوان مثال زمانی که گفته می شود این اتفاقاتی که در عراق رخ داده ، همان چیزی است که در روایات آمده ، بدان معناست شما ادعا می کنی منظورامامان معصوم از فلان روایات همین حوادثی است که امروز در حال رخ دادن است و این همان نسبت دادن چیزی به امام معصوم است . روشن است که نسبت دادن یک سخن به معصوم دلیل محکم می خواهد، به اندازه ای که شما اگر در ماه رمضان این نسبت را دادی روزه ات باطل نشود ، زیرا یکی از مبطلات روزه نسبت دادن دروغ به معصوم است . حال که من ادعا می کنم آن چه در عراق در حال وقوع است همان چیزی است که در روایات آمده، آیا آن قدر به سخنم اطمینان دارم که بتوانم این حرفم را در ماه رمضان هم به زبان بیاورم و مطمئن باشم که روزه ام باطل نمی شود ،روشن است خیلی اوقات تطبیق ها با این مقدار با اطمینان همراه نبوده و چیزی در حد گمانه زنی های ناآگاهانه می باشد.


تطبیق گرایی با لغزش همراه است


تطبیق گرایی یکی از لغزشگاه هایی است که باعث گمراهی خیلی ها شده است که نمونه های فراوانی را می توان مثال زد. در زمان خود ما مردم کوچه و بازار دست به تطبیق زده اند و گذر زمان اشتباه بودنشان را اثبات کرده، اگر یادمان باشد اوائل انقلاب، شعیب بن صالح را ابتدا بر یکی از شخصیت های سیاسی تطبیق می دادند، بعد بر یک از فرماندهان نظامی و در آخر بر شخصیت سیاسی دیگری. البته این افراد از عوام الناس اند و از آن ها توقعی نیست . اما متاسفانه گاهی بزرگان هم در این باره به لغزش افتاده اند وهمانطور که معروف است بزرگان هم گاهی خطاهای بزرگ می کنند .به عنوان نمونه می توان به اشتباه علامه مجلسی در کتاب رجعتش اشاره کرد وی علی رغم جایگاه فوق العاده ی علمی ای که داشته به اشتباه برخی از روایات را بر دولت صفویه تطبیق کرده است ، عبارت او این چنین است:

اما بعد چنین گوید فقیر خاکسار محمد باقر بن محمد تقی ـ حشرهما الله مع الائمه الابرار ـ …

در اثنای جمع احادیث، دو حدیث به نظر می رسد که ائمه (علیهم السلام ) به ظهور این دولت علیه ( دولت صفویه) خبر داده‌اند و به اتصال این سلطنت بهیّه به دولت قائم آل محمد ـ صلوات الله علیهم اجمعین ـ شیعیان را بشارت فرموده‌اند…


حدیث اول: شیخ عالی مقدار محمد بن ابراهیم نعمانی که از محدثین بزرگ می باشد ، در کتاب غیبت بسند معتبر از ابوخالد کابلی روایت کرده است که حضرت امام همام محمد بن علی باقر علوم الانبیاء و المرسلین ( صلوات الله علیه) فرمودند: کأنّی بقوم قد خرجوا بالشرق یطلبون الحق، فلایعطونه، ثمّ یطلبون فلایعطونه، فاذا رأوا ذلک وضعوا سیوفهم علی عواتقهم، فیعطون ما سألوا فلایقبلونه، حتی قوموا و لایدفعونها الاّ الی صاحبکم قتلاهم شهداء.


یعنی: گویا می‌بینم گروهی را که از جانب مشرق ظاهر شوند و طلب دین حق از مردم کنند و مردم را به آن دعوت نمایند. پس از ایشان قبول نکنند. پس بار دیگر طلب نمایند و قبول نکنند. پس چون این آیه را ببیند، شمشیرهای خود را بر دوشها گذارند و جهاد کنند. پس مردم بدین حق درآیند. پس ایشان به این راضی نشوند تا آن که بر ایشان پادشاه و والی شوند، و پادشاهی ایشان بماند و به کسی ندهند مگر به صاحب شما. یعنی حضرت صاحب الزمان ـ صلوات الله علیه ـ و هر که با ایشان کشته شود، در جنگ شهید شده است. او ثواب شهیدان را دارد.


مترجم گوید که بر صاحبان بصیرت ظاهر است که از جانب مشرق کسی که دین حق را طلب نمود و مردم را بدین حق دعوت کرد و پادشاهی یافت، به غیر سلسله علیّه صفویّه (خلّد الله ملکهم ) نبود. و در این حدیث شریف شیعیان خصوصا انصار واعوان این دولت توامان را بشارتهاست که بر عاقل پوشیده نیست.

حدیث دوم: باز شیخ نعمانی در کتاب مذکور بسند معتبر از حضرت امام بحق ناطق جعفر بن محمد الصادق روایت کرده است که آن حضرت فرمود : روزی حضرت امیر المؤمنین و امام المتقین علی بن ابی طالب (علیه السلام ) خبر می دادند از وقایعی که بعد از آن حضرت به ظهور آید تا ظاهر شدن قائم آل محمد (علیه السلام) پس حضرت سید الشهداء حسین بن علی (علیه السلام ) فرمودند: یا امیر المؤمنین! چه وقت حق سبحانه و تعالی زمین را از ظالمان پاک خواهد کرد؟‌ حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام ) فرمود: خدای تعالی زمین را از لوث کافران پاک نخواهد کرد تا خون حرام بسیار به زمین ریخته شود. بعد از آن پادشاهان بنی امیه و بنی عباس را به تفصیل بیان فرمودند. در حدیث طولانی که راوی اختصار کرده است. پس فرمود: هرگاه ، خروج کند پادشاهی از خراسان و غالب شود بر زمین کوفه و ملتان و بگذرد از جزیره بنی کاوان که در حوالی بصره است، و خروج کند از ما پادشاهی در گیلان و او را اجابت کنند و یاری نمایند اهل ابر ـ که در حوالی استراباد است ـ و دیلم ـ که قزوین و حوالی آن است ـ و ظاهر شود از برای فرزند من عَلَمای ترکان، و متفرق شوند اطراف عالم و در مکان های شریف و جنگها و فن‌های عظیم ایشان رو دهد، در وقتی که جنگ کننده در بصره و برخیزد پادشاه پادشاهان. پس حکایت طولانی بیان فرمودند که راوی از میان انداخته است، پس فرمودند : که آن گاه تهیه کرده شود چندین هزار لشکر برکشیده صفها، و بکشد قوچ فرزند خود را، در آن هنگام دیگری پادشاه شود، امامی که مردم قدرش را ندانند یا پی به مکانش نبرند. او راست شرف و فضیلت بر عالمیان و او از فرزندان تست ای حسین. وصف آن نمی‌توان کرد. مثل او کجا بهم می رسد؟ ظاهر شود در میان دو رکن کعبه معظمه با جماعتی اندک، و بر جن و انس غالب گردد و مردم دون، یعنی کافران و ظالمان را از زمین براندازد. خوشا حال کسی که زمان او را دریابد و به روزگار دولت او برسد و در خدمتش حاضر گردد.


مترجم گوید که: ظاهر است که خروج کننده خراسان اشاره است به امرای ترکان مثل چنگیزخان و هلاکوخان، و خروج کننده در گیلان اشاره است به شاه دین پناه رضوان مکان شاه اسماعیل( حشره الله مع الائمه الطاهرین ) لهذا حضرت فرمود که از ماست و او را فرزند یاد کرد.


و از میان خسروان روزگار به این نسب عالی مقدار همین سلسله علیّه ممتاز و سرافرازند و پادشاه پادشاهان یا مراد همان خسرو خلد آشیان است یا دیگری از سلاطین عظام و اولاد کرام او. و چون راوی بسیاری از حدیث را انداخته، به خصوص حکم نمی‌توان کرد.


و کشتن قوچ فرزند خود را به گمان این حقیر اشاره است به شهادت شاهزاده عالی تبار صفی میرزا (نور الله مضجعه ) و پادشاه دیگر که طلب خون نماید اشاره است به سلطنت سلطان علیین آشیان شاه صفی ـ افاض الله علیه.


و چون حدیث را اختصار کرده‌اند بعضی از وقایع افتاده است، اما بشارت به تعجیل ظهور حضرت صاحب الزمان ـ علیه الصلاه‌ و السلام ـ و اتصال این دولت دین پرور به دولت حق امام البشر از آخر حدیث ظاهر است.


و جالب است بدانیم که روایت نخست را به صورت های دیگری هم تطبیق داده اند ناظم الاسلام کرمانی در این باره چنین نوشته است:

یکی از علائم قریب به ظهور حضرت صاحب‌الامر(ع) مشروطه شدن ایران است، چه در اخبار لوازم مشروطه را به طریق کنایه و اشاره بیان فرموده‌اند و هم کیفیت گرفتن آن را. …

بالجمله این علامت واقع شده، چه در سال ۱۳۲۶ که محمدعلی شاه مشروطه را بر داشت و توپ به مجلس بست پس از مدتی مردم در مقام استراد حق برآمدند و بعضی از نمایندگان مردم به سفارتخانه عثمانی پناهنده شدند و از آذربایجان و جاهای دیگر نیز مطالبه کردند به آن‌ها ندادند. پس از چندی باز در مقام مطالبه برآمدند. باز به آن‌ها ندادند تا آنکه اکثر بلدان بلوا کردند. در تبریز و اصفهان و رشت و قزوین مخالفت آغاز کردند. هر کس اسلحه خود را بر دوش انداخته مطالبه حق را که مشروطیت بودند کردند. محمدعلی شاه دستخط مشروطیت را در دفعه سوم داد و لیکن ملت قبول نکرد تا آنکه محمدعلی شاه از جایش برخاست و به سفارتخانه روس متحصن گردیده از سلطنت ایران استعفا داده و فاتحین بجای آن‌ها نشستند. اما لوازم مترتبه بر مشروطه در طی علائم ظهورخواهد آمد ان‌شاءالله تعالی.


و استاد کورانی تفسیری متفاوت از این روایت ارائه کرده است او در این باره چنین نوشته است :

این حرکت زنجیره ای ایرانیان را می توان به جنبش آنان در انقلاب مشروطه در هشتاد سال قبل تفسیر و تاویل نمود زیرا مردم خواستار این بودند که عده ای از فقها بر قوانین کشوری نظارت داشته باشند و آن چه که منطبق با دستورات اسلام نیست نقض نمایند نظام حاکم در ظاهر آن را در قانون اساسی ۱۹۰۶میلادی پذیرفت اما در واقع نپذیرفته بود سپس در نهضت ایت الله کاشانی و مصدق در سال۱۹۵۱یک بار دیگر خواستار این معنی شدند به آنان اعتنایی نشد و در این مرحله بود که آمریکا موفق شد با شکست انقلاب مردم شاه را که آن روز ها از ایران فرار کرده بود، دیگربار به ایران بازگرداند. مردم با مشاهده این وضع سلاح برگرفته و در نهضت امام خمینی آماده ایثارگری شده و با تظاهرات میلیونی در مقابل دشمن مقاومت کردند در این مقطع نیز شاه و اربابانش سعی در برآوردن خواسته های آنان داشتند بدین گونه که به آنان گفته شد اجرای موادی که قانون اساسی ۱۹۰۶مبنی بر نظارت شش نفر از فقهای اسلام بر قوانین کشور عنوان نموده خواهند پذیرفت …اما امام خمینی و توده میلیونی مردم نپذیرفته و با ادامه نهضت مقدس اسلامی به پیروزی بر استکبار جهانی دست یافتند و نظام اسلامی را در کشور خود حاکم نمودند…اما تفسیر بهتر این است که آنان از دشمنانشان که ابرقدرت ها هستند حق را مطالبه می کنند که در شئون زندگی آن ها دخالت ننموده و دست از این مردم بردارند و بگذارند قوانین روح بخش اسلام را در کشورشان پیاده کنند . اما به آنان اعتنا نمی شود تا این که آنها را مجبور به برگرفتن سلاح در جنگ با آنان نماید که مسلمانان در این کشمکش و نبردها نیز به پیروزی می رسند دشمنانشان با مشاهده این وضع می خواهند خواسته اولیه آنان را بدهند. مشروط به این که در ایران اسلام را حاکم سازند و دست به صدور انقلاب نزنند اما دیگر دیر شده و شرایط دگرگون گشته و ایرانیان زیر بار این معنی نمی روند. پس از آن انقلاب جدید مردم بوجود آمد تا این که قیام کنند و این انقلاب به معنای رد نمودن آنچه را که به عنوان امتیاز به آنها داده بودند و همچنین تاکید بر حاکمیت اسلام در جامعه ای به مراتب وسیع تر از ایران تلقی می شود … وبعد از این وقایع ظهور حضرت مهدی رخ می دهد …


نمونه دیگر مرحوم سید بن طاووس است که ایشان نیز علی رغم مقام فوق العاده ی عرفانی و علمی ، دست به تطبیق زده است. وی در توضیح روایتی چنین نوشته است:

امام صادق فرمودند: خداوند بزرگتر و مکرم‏تر و بلند مرتبه تر از این است که زمین را بدون امام عادل بگذارد، ابو بصیر گفت: قربانت گردم! چیزى بما اطلاع دهید که موجب آرامش خاطر ما باشد، فرمود: اى ابو محمد! مادام که بنى عباس بر اریکه سلطنت تکیه زده‏اند، امت محمد صلّى اللَّه علیه و آله فرج و راحتى ندارند.

وقتى که دولت آنها منقرض گردید، خداوند مردى را که از دودمان ماست و براى امت محمد صلّى اللَّه علیه و آله نگاهداشته، ظاهر گرداند تا دستور تقوى دهد و به هدایت رفتار کند و در صدور حکمش رشوه نگیرد. بخدا قسم من او را به اسم خود و پدرش میشناسم.


آنگاه مردى که گردنى قوى دارد و داراى دو خال سیاهست بسوى ما خواهد آمد. او قائم عادل و حافظ امانت الهى است، او زمین را پر از عدل و داد میکند چنان که فاجران آن را پر از ظلم و ستم کرده باشند.

سید بن طاووس در باره این روایت چنین توضیح داده است:… از آن جا که ملک بنی العباس منقرض شد و من نیافتم و نشنیدم نام مردی از اهل بیت را که به پرهیزگاری دستور دهد و به هدایت رفتار کند و در حکمش رشوه نگیرد آن چنان که خداوند بر ما در ظاهر و باطن تفضل نموده گمانم بدین سو رفت و دریافتم که این روایت به ما اشاره دارد و انعامی است برای ما …


با این حال برخی دیگر از نویسندگان این روایت را بر سلطان سلیمان و برخی دیگر برامام خمینی تطبیق داده اند

روشن است که تطبیق های یاد شده منطقا قابل پذیرش نیستند و هیچ دلیلی بر صحت آن ها وجود ندارد .

آن چه گذشت نمونه های روشنی بودند که به وضوح نشان می دادند وادی تطبیق ، وادی لغزنده ای است که حتی گاهی برخی از بزرگان نیز به درون آن غلطیده اند .


مشکلات تطبیق


تطبیق افزون بر اهمیت و احتمال زیاد لغزش درآن ، دارای مشکلات زیادی هم هست که ورود به آن را سخت می کند .

نخستین و مهم ترین مشکلی که نشانه های ظهور به آن مبتلاست ، این است که برای تطبیق این نشانه ها بر مصادیق خارجی، ضوابط شفافی وجود ندارد و تطبیق ها بیش از آن که مبتنی بر معیارهای از پیش تعریف شده باشد ریشه در سلایق و تمایلات شخصی افراد دارد از این رو زمینه برای کسانی که نیت های پلید دارند فراهم خواهد بود تا به دل خواه خود و متناسب با اهدافشان روایات را بر مصادیق مورد نظر خود تطبیق دهند . از سوی دیگر بستری خواهد شد تا مومنان ساده دل ، از سر اشتیاق به ظهور، با مشاهده کم ترین قراین مذکور در روایات ، حکم به تطبیق نشانه ها بر مصادیق دهند .اما در نهایت به دلیل اشتباه در تطبیق به یاس و سرخوردگی مبتلا می شوند.


مشکل دوم این است عموم نشانه های ظهور این قابلیت را دارند که بر مصداق های مختلفی تطبیق شوند. یعنی گرچه در وهله اول چنین به نظر می رسد که فلان دسته از روایات به شفافی بر یک مصداق خارجی تطبیق می یابند اما این احتمال نیز وجود دارد که در آینده ای نزدیک یا دور، مصداق دیگری محقق شود که به همان شفافی و بلکه شاید بیشتر روایات بر آن قابل انطباق باشد.


وجود نمونه های تاریخی فهم این مشکل را سهل تر می کند به عنوان نمونه رضی الدین علی بن یوسف مطهر حلی برادر علامه حلی در کتاب العدد القویه بسیاری از روایات نشانه های ظهور را بر حوادثی که در زمان خودش رخ داده بوده است تطبیق کرده است وی در این باره چنین نوشته است:

بسیارى از علامات ظهور امام مهدى تا کنون واقع شده است. مانند: خراب شدن دیوار مسجد کوفه، کشته شدن حاکم مصر بدست مردم آنجا و انقراض دولت بنى عباس بدست مردى ازهمان دیاری که ابتدا دولت بنى عباس از آنجا بود، و کشته شدن عبد اللَّه آخرین خلیفه عباسى و ویرانى شام و حوالى آن، و کشیدن پل بر روى دجله نزدیک محله کرخ بغداد. تمام اینها در اندک مدتى روى داد، هم اکنون نهر فرات شکاف برداشته و ان شاء اللَّه به همین زودى آب به کوچه ‏هاى کوفه‏ می رسد.


جالب است بدانید، این ها رخدادهایی است که در زمان ماهم رخ داده یا در شرف رخ دادن است . اگر یادمان باشد در زمان حمله آمریکا با عراق و درگیری نیروهای مقتدا صدر با آمریکایی ها راکتی به دیوار مسجد کوفه برخورد کرد و قسمتی ازآن فرو ریخت . برخی گفتند این همان خراب شدن دیوار مسجد کوفه است که در روایات نشانه های ظهور آمده است. یا در زمان ما خیلی ها منتظر اعدام حسنی مبارک و یا کشته شدن مرسی هستند و آن را همان کشته شدن امیر مصر به دست مصریان که از نشانه های ظهور است می پندارند و یا جنگ هایی که در سوریه اتفاق افتاده را همان چیزی می دانند که در روایات آمده و یا این که خیلی ها منتظر مرگ ملک عبدالله پادشاه عربستان هستند و او را همان عبداللهی می دانند که مرگش از نشانه های ظهور است و مشابه همه این اتفاقات ۷۰۰ سال پیش هم اتفاق افتاده بوده با این وجود از آن زمان تا کنون حدود ۷قرن گذشته است و ظهور رخ نداده است این نشانگر آن است که تطبیق نشانه ها بر مصادیق مورد نظر برادر علامه حلی درست نبوده است. علی رغم این که انطباق روایات بر مصادیق یاد شده به نظر وی بدون ابهام و اشکال بوده چه بسا در آینده مصادیق دیگری تحقق یابند که مصداق واقعی روایات اند و انطباق روایات بر آن ها شفاف تر خواهد بود .

مشکل سوم این است که در آن بخش از نشانه های ظهور که مربوط به شخصیت ها و رخدادهای اجتماعی و امثال آن است امکان ساخت مصداق جعلی وجود دارد . اگر ما از این واقعیت غفلت نکنیم که روایات نشانه های ظهور هم چنان که در دسترس ماست در دسترس انسان های پلید و فرصت طلب هم هست و بلکه در دسترس سرویس های اطلاعاتی و جاسوسی استعمار هم قرار دارد از این رو این احتمال همیشه وجود خواهد داشت که اگر به عنوان نمونه از فلان شخصیت به عنوان شخصیت مثبت در روایات نشانه ای ظهور یاد شده است . دست های سرویس های جاسوسی استعمار از سال ها پیش حتی از یک یا چند نسل قبل برای خلق این شخصیت دست بکار شده باشد . تا این که شخصیتی خلق شود که نام و نشان و نسبی هماهنگ با آن چه در روایات آمده داشته باشد و اگر در روایات ویژگی هایی برای این شخصیت برشمرده شده به گونه ای جریان را مدیریت کرده باشند که تمام آن ها در شخص مورد نظر وجود داشته باشد. این احتمال گرچه در وهله نخست بدبینانه به نظر می آید اما اگر ما به فعالیت هایی که این سرویس ها در زمینه ایجاد فرقه های انحرافی و پرورش شخصیت های منحرف و تاثیر گذار در دنیای اسلام داشته اند را مرور کنیم چندان نیز دور از ذهن نخواهد بود، هم چنان که وجود سفیانی ها و یمانی ها و نفس زکیه های تاریخی خود دلیل روشنی بر امکان مشابه سازی وسوءاستفاده از نشانه های ظهور است و به همین دلیل در طول تاریخ مدعیان متعددی وجود داشته اند که ادعا می کردند همان سفیانی روایات هستند .


بنابر این تطبیق نشانه های ظهور بر شخصیت ها و حوادث هم مهم است هم لغزشگاه است و هم مشکل که نیازمند به ضوابط و معیارهای دقیقی است بنده در مقاله ای با عنوان معیارهای تطبیق نشانه های ظهور تلاش کرده ام برای این سوال که چطور می توان مصادیق واقعی نشانه های ظهور را شناسایی کرد و در این مسیر در دام انسان های فرصت طلب هم نیفتاد و دچار لغزش هم نشد پاسخ داده ام که خوانندگان گرامی را به آن ارجاع می دهم .

موسی کریمی

فرقه ها

درباره نویسنده : فرقه ها

فرقه ها تلاشی است برای روشنگری و بیدار سازی دلهایی که در پیچ و خم زندگی، روزمره ها را به فراموشی سپرده اند... باشد که بیدار شویم...

مشاهده تمام پست های

مطالب مرتبط:
- معرفی تعدادی از فرقه های نوظهور دینی
- تبعیض تحصیلی خوراک همیشه رسانه های بهائی
- سوتی تاریخی قطب دراویش
- تناقضی عجیب در صوفیه قبل و بعد از انقلاب اسلامی …
- خودت برای ظهورت دعا کنی اقا
- مرزهای عراق و سوریه در بست در اختیار داعش!
- شیعیان یمن زیدی یا اثنا عشری؟
- هیچ صهیونیستی محض‌ رضای‌ خدا «فارسی» نمی‌آموزد!
- معشوقه‌های یک میلیون دلاری
- جعل ۱۰۰ موضوع تاریخی در مستندی که بوی بهائیت …
به این سایت رأی بدهید به این سایت رأی بدهید

Top